هفتمین سالگرد ازدواج
دیشب هفتمین سالگرد ازدواج من و بابا بود. مامانی مریم و بابایی از جمعه شب اومدن خونه ما که دوهفته ای پیش شما بمونن تا غزل خانوم بتونه امتحاناتشو که به خاطر کرونا کرونا غیرحضوری و آنلاین هست با آرامش بیشتری سپری کنه. شنبه 17 خرداد سالگرد ازدواجمون بود بابا مسعود بایک سبد گل زیبا در خونه رو بازکرد و سالگرد ازدواجمون تبریک گفت. مامانی و بابایی هم به هردومون تبریک گفتن و آرزوی خوشبختی کردن. بابا مسعود یک عطر برای مامان ساناز خریده بود و یک هدیه خیلی زیبا. مامان سانازم یک عطر برای بابا هدیه خریده بود و یک هدیه خاص برای روز ازدواجمون که هنوز آماده نشده و به دستم نرسیده ولی یک هدیه ماندگار برای یادآوری همیشه عشقمون و این روزه عزیز. ...






