واکسن یک سالگی
یک ساله مامان، الهی قربونت برم. روزها چقدر سریع می گذره، انگار همین دیروز بود که برای اولین بار تو مونیتور اتاق خانم دکتر دیدمت. یه دره کوچولو بودی تو دلم، تند تند می تپیدی و حرکت میکردی. ان شالله چشم بد ازت دور باشه، 120 ساله بشی پسرم شاد باشی و موفق، آرامش وجودم. برای واکسنت مرخصی گرفتم، من از خونه راه افتادم به سمت انستیتو و بابایی و مامانی هم از خونه اومدن. ما توی مرکز بهداشت برات پرونده تشکیل نداده بودیم و به خاطر واکسن های مکمل پری ونار هم که سه دوره ای بود واکسن های عمومیت رو هم پیش دکتر خودت زدیم ولی دیگه کم کم متوجه شدیم که از دکتر و مطبش میترسی. گفتیم شاید به خاطر واکسنها باشه و چون دیگه آقا شدی و بیشتر متوجه میشی تصمیم گر...








