تجربه های نو
آدما وقتی پدر و مادر میشن با آرامش خداحافظی میکنن. وقتی بچه دار میشی صاحب موجودی میشی که هزارات هزار برابر بیشتر از خودت دوستش داری، علاقه ای که به بچه داری شبیه هیچ کدوم از عشقا نیست. در کنار همه لذتهای وصف ناپذیری که حس مادر بودن و پدر بودن داره گوشه دلت همیشه یه نبض نگرانی میزنه. همیشه یه گوشه از دلت هست که متعلق به بچته و هیچ لحظه ای نمی ذاره از یادش غافل باشی و فکر میکنم این پروسه هر روز که میگذره با شدت بیشتری دنبال میشه چون به واسط رشد و ارتباطاتی که بین کودک و محیط اطراف شکل میگیره مادر و پدر ورودی های بیشتری به مغزشون میدن برای نگرانی و عاقب اندیشی و به همین علت خروجی ها هم شدت و شتاب بیشتری میگرن. پسرکم مامان مریم همی...






