این نیز بگذرد
خیلی وقته دورو بر خودم رو خلوت کردم. از شنیدن حرفهای پوچ... از اداهای اضافه... از آدمهای بیخودی... و در ازاش حافظه ام رو تقویت کردم، سعی کردم جز به جز همه رفتارها، همه آدمها، همه اداها، همه حرفارو به خاطر بسپرم. واسه روزش... روزایی که دیر و زود داره اما سوخت و سوز نداره، تو اونروزا اگر دلم خواست خودم میمونم واگر نخواستم میشم یکی مثل خود اونا. زندگی هر روز برای آدم درسهای جدیدی داره. آدمی که امروز هستی به خاطر تغییر جایگاه اجتماعیت، دانشی که بهت اضافه شده، شناختی که حاصل کردی با آدم روزها و سالهای پیش خیلی متفاوته. و این تفاوت بهت کمک میکنه دیگه خیلی چیزها رو جدی نگیری. من روزهای سخت زیادی رو گذروندم، روزهایی که حتی الانم...









