سند زمین به تاریخ اولین روز اردیبهشت سال 1400
و اما امروز... امروز قرار بود روز خوب خوب ما باشه البته هم که بود تا نزدیکای افطار، اما تو این پست قرار فقط از حال خوب امروز برات بنویسم و نمیخوام با هیچ چیزی از شیرینیش کم بشه. امروز بالاخره بعد از چندین ماه استرس، باتفاق عمو احمد و خاله سارا رفتیم محضر و کارهای سند رو انجام دادیم. تو این ماه ها، جمع و جور کردن هزینه ها و پاس شدن چک ها خیلی اذیتمون کرد اما خداروشکر که تموم شد و همه چیز به خیر و خوشی پیش رفت. مهمتر از همه خوشحالی و آسودگی خیال باباناصر بود. آخه بابایی انقدر سر خونه خاله سارا و گرفتن سندش اذیت شده بود که از روزی که من و خاله و عمو احمد و بابامسعود برای زمین اقدام کرده بودیم، کلی توصیه پیگیری بهمون دا...






