سورناسورنا، تا این لحظه: 9 سال و 4 ماه و 4 روز سن داره

معنای زندگی

ختنه سرون

از همون موقع که فهمیدم فرزندم پسره، بیشترین دغدغه ذهنم ختنه شازده کوچولوم بود. شاید بیشتر از اون که به عمل سزارین و زایمان خودم فکر کنم به ختنه سورنا و اینکه چه جوری باید طاقت بیارم فکر می کردم. با توجه به توصیه های پزشک سورنا مبنی بر اینکه ختنه زودتر و تا قبل از دوماه انجام شه، تصمیم گرفتیم در یک ماهگی سورنا این کار رو انجام بدیم. برای همین از بیمارستان نیکان برای یکم مرداد وقت گرفتیم تا ختنه توسط پزشک سورنا و در بیمارستان انجام شه. صبح عزیز آقا سورنا رو حمام کرد تا برای فردا آماده باشه. بعداز ظهر اطلاع دادن که دکتر رفته خارج از کشور و اگر بخوایم این کار رو فردا انجام بدیم باید خانم دکتر مقیم ختنه رو انجام بده....
1 مرداد 1396

اولین های پسرکجانم تا پایان یک ماهگی

اولین عطسه سورنا شب اول تولد و ساعت سه و سی دقیقه بامداد بود. اولین حمام آقا سورنای من در بیمارستان نیکان و در ساعت 10:30 صبح روز سوم تیرماه انجام شد. اولین حمام آقا سورنای من در خانه روز هفتم تیرماه که یک روز بعد از افتادن بندناف پسرم بود انجام شد. اولین بار ناخن های دست سورنا توسط عزیز فریده و در تاریخ 18 تیرماه گرفته شد. اولین بار آقا سورنای من روز قبل از ختنه، سی و یکم تیرماه پستانک گرفت. ...
31 تير 1396

اولین ماهگرد سورنای من

این روزها چقدر زود می گذرد، تو یک ماهه شدی و من هنوز مشتاق نوزادیت هستم، روزها میگذرد و من هر روز بیشتر عاشق می شوم، صدایت گوشهایم را نوازش می دهد، صوررت را که می نگرم توتیای چشمانم می شود، لمس تنت بهشت من است، چه حسی دارد مادر شدن... کاش زمان بایستند و من در روزهای عاشقانه کودکیت بمانم مهربان آفریدگارم حافظت باشد پسر تابستانی من. ...
31 تير 1396

بند انگشتی 1

نمی دونم چطور شد که اینطوری عاشقت شدم. تصورش برام سخت بود که کسی بتونه کسی رو بیشتر از خودش دوست داشته باشه اما حالا از روزی که تو رو دارم حاضرم برات جون بدم. بند انگشتی ریزه میزه من، میدونم که یه روز سرو قامت من میشی و دنیا سر تعظیم فرود میاره با آوردن اسمت. تو اومدی تا دنیارو پر از زیبایی کنی بهشت من. ...
13 تير 1396