خرید شاپرک
امروز بعدازظهر با بابا مسعود رفتیم پاساژ شاپرک تا برای گل پسرم خرید زمستانی انجام بدیم. با دقت فروشگاه ها و کاپشن ها رو دیدیم و در نهایت یکی رو پسندیدیم و تن آقا گلی کردیم و شما هم دیگه راضی نشدی از تنت درش بیاری و با همون کاپشن جدید شروع کردی به گشت و گذار در پاساژ. بعدش برات یه جفت دستکش خوشگل همرنگ با شال و کلاهی که خاله سارا مشغول بافتنش بود خریدیم و بعد هم اومدیم خونه. وقتی خوابیدی مامان ساناز با کلی ذوق لباسای خوشگل زمستونی شما رو چید و ازشون فیلم گرفت. الهی دورت بگردم که قراره تو این لباسا کلی دلبری کنی عشق و حیاتم. سورنای من از وقتی اومدی از وقتی هستی تمام لحظهها شیرین شده، به تو که فکر میکنم هیچ چیز این د...




